خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا وصال یار باید یا حریفان را شرابچونک دریا دست ندهد پای نِه در جوی آب
۲
آن حریفان چو جان و باقیان جاوداندر لطافت همچو آب و در سخاوت چون سحاب
۳
همرهانِ آبِ حیوان خضریانِ آسمانزندگی هر عمارت گنجهای هر خراب
۴
آب یار نور آمد این لطیف و آن ظریفهر دو غمازند لیکن نی ز کین بل ز احتساب
صفحهٔ ۱ از ۲