خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیایید بیایید که گلزار دمیدهستبیایید بیایید که دلدار رسیدهست
۲
بیارید به یک بار همه جان و جهان رابه خورشید سپارید که خوش تیغ کشیدهست
۳
بر آن زشت بخندید که او ناز نمایدبر آن یار بگریید که از یار بریدهست
۴
همه شهر بشورید چو آوازه درافتادکه دیوانه دگربار ز زنجیر رهیدهست
صفحهٔ ۱ از ۲