شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان شاه که او را هوس طبل و علم نیستدیوانه شدم بر سر دیوانه قلم نیست
۲
از دور ببینی تو مرا شخص روندهآن شخص خیالست ولی غیر عدم نیست
۳
پیش آ و عدم شو که عدم معدن جانستاما نه چنین جان که به جز غصه و غم نیست
۴
من بی‌من و تو بی‌تو درآییم در این جوزیرا که در این خشک به جز ظلم و ستم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth