شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا کامروز ما را روز عیدستاز این پس عیش و عشرت بر مزیدست
۲
بزن دستی بگو کامروز شادی‌ستکه روز خوش هم از اول پدیدست
۳
چو یار ما در این عالم که باشدچنین عیدی به صد دوران که دیدست
۴
زمین و آسمان‌ها پرشکر شدبه هر سویی شکرها بردمیدست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth