خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مستوز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست
۲
این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیبخم و کوزه حوض کوثر از می جبار مست
۳
تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشقاندر بهشت عشق تجری تحتها الانهار مست
۴
چون فزون گردد تجلی از جمال حق ببینذره ذره هر دو عالم گشته موسی وار مست
صفحهٔ ۱ از ۳