شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوسه‌ای داد مرا دلبر عیار و برفتچه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفت
۲
هر لبی را که ببوسید نشان‌ها داردکه ز شیرینی آن لب بشکافید و بکفت
۳
یک نشان آنک ز سودای لب آب حیاتهر زمانی بزند عشق هزار آتش و نفت
۴
یک نشان دگر آن است که تن نیز چو دلمی‌دود در پی آن بوسه به تعجیل و به تفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth