شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گُم شدن در گُم شدن دینِ منستنیستی در هست آیینِ منست
۲
تا پیاده می‌روم دَر کویِ دوستسبزْ خِنگِ چرخ دَر زینِ منست
۳
چون به یک دَم صَد جهان واپَس کنمبنگرم، گامِ نَخُستینِ منست
۴
من چرا گِردِ جهان گَردَم چو دوستدَر میانِ جانِ شیرینِ منست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth