خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۴۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر جور کهز تو آید بر خود نهم غرامتجرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت
۲
ای ماهروی از تو صد جور اگر بیایدتن را بود چو خَلعت جان را بود سلامت
۳
هر کس ز جمله عالم از تو نصیب دارندعشق تو شد نصیبم احسنت ای کرامت
۴
گه جام مست گردد از لذت می توگه می به جوش آید از چاشنی جامت
صفحهٔ ۱ از ۲