شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستبگشای لب که قند فراوانم آرزوست
۲
ای آفتاب حُسن! برون‌ آ دمی ز ابرکآن چهرهٔ مُشَعشَعِ تابانم آرزوست
۳
بشنودم از هوای تو آواز طبل بازباز آمدم که ساعدِ سلطانم آرزوست
۴
گفتی ز ناز «بیش مَرَنجان مرا، برو»آن گفتنت که «بیش مرنجانم» آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth