خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۴۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز چرخ را ز مه ما تحیریستخورشید را ز غیرت رویش تغیریست
۲
صبح وجود را به جز این آفتاب نیستبر ذره ذرهٔ وحدت حسنش مقرریست
۳
اما بدان سبب که به هر شام و هر صبوحاشکال نو نماید گویی که دیگریست
۴
اشکال نو به نو چو مناقض نمایدتاندر مناقضات خلافی مستریست
صفحهٔ ۱ از ۴