خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۴۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش چنین ماهرو گیج شدن واجبستعشرت پروانه را شمع و لگن واجبست
۲
هست ز چنگ غمش گوش مرا کشمکشهر دمم از چنگ او تن تننن واجبست
۳
دلو دو چشم مرا گرچه که کم نیست آبمردمک دیده را چاه ذقن واجبست
۴
دلبرِ چون ماه را هر چه کند میرسدعاشق درگاه را خُلقِ حسَن واجبست
صفحهٔ ۱ از ۳