شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداستبدانک مست تجلی به ماه راه نماست
۲
میان روز شتر بر سر مناره رودهر آنک گوید کو کو بدانک نابیناست
۳
بگرد عاشق اگر صد هزار خام بودمرا دو چشم ببندی بگویمت که کجاست
۴
بیا به پیش من آ تا به گوش تو گویمکه از دهان و لب من پری رخی گویاست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth