شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برات عاشق نو کن رسید روز براتزکات لعل ادا کن‌، رسید وقت زکات
۲
برات و قدر خیالت دو عید چیست وصالچو این و آن نبود هست نوبت حسرات
۳
به باغ‌های حقایق برات دوست رسیدز تخته‌بند زمستان شکوفه یافت نجات
۴
چو طوطیان خبر قند دوست آوردندز دشت و کوه برویید صد هزار نبات
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth