شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سه روز شد که نگارین من دگرگون‌ستشکر ترش نبود آن شکر ترش چون‌ست
۲
به چشمه‌ای که در او آب زندگانی بودسبو ببردم و دیدم که چشمه پرخون‌ست
۳
به روضه‌ای که در او صد هزار گل می‌رستبه جای میوه و گل خار و سنگ و هامون‌ست
۴
فسون بخوانم و بر روی آن پری بدمماز آنک کار پری‌خوان همیشه افسون‌ست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth