شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توستهمیشه سجده گهم آستان خرگه توست
۲
به هر شبی کشدم تا به روز زنده کندنوای آن سگ کو پاسبان درگه توست
۳
ز پیش آب و گل من بدید روح تو راخرد بگفت که سجده کنش که او شه توست
۴
سجود کرد و در آن سجده ماند تا به ابدنهاده روی بر آن خاک خوش که او ره توست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth