شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو مردی و نظرت در جهان جان نگریستچو باز زنده شدی زین سپس بدانی زیست
۲
هر آن کسی که چو ادریس مرد و بازآمدمدرس ملکوتست و بر غیوب حفیست
۳
بیا بگو به کدامین ره از جهان رفتیو زان طرف به کدامین ره آمدی که خفیست
۴
رهی که جمله جان‌ها به هر شبی بپرندکه شهر شهر قفس‌ها به شب ز مرغ تهیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth