شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می‌رسدسلطان سلطانان ما از سوی میدان می‌رسد
۲
امروز توبه بشکنم پرهیز را برهم زنمکان یوسف خوبان من از شهر کنعان می‌رسد
۳
مست و خرامان می‌روم پوشیده چون جان می‌رومپرسان و جویان می‌روم آن سو که سلطان می‌رسد
۴
اقبال آبادان شده دستار دل ویران شدهافتان شده خیزان شده کز بزم مستان می‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth