خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صوفی چرا هُشیار شد؟ ساقی چرا بیکار شد؟مستی اگر در خواب شد، مستی دگر بیدار شد
۲
خورشید اگر در گور شد، عالم ز تو پرنور شدچشم خوشت مخمور شد، چشم دگر خمار شد
۳
گر عیش اول پیر شد، صد عیش نو توفیر شدچون زلف تو زنجیر شد، دیوانگی ناچار شد
۴
ای مطرب شیریننفس! عشرت نگر از پیش و پسکس نشنود افسون کس، چون واقف اسرار شد
صفحهٔ ۱ از ۳