خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خودای ساقی افزون ده قدح تا وارهیم از نیک و بد
۲
هر آدمی را در جهان آورد حق در پیشهایدر پیشهٔ بیپیشگی کردهست ما را نامزد
۳
هر روز همچون ذرهها رقصان به پیش آن ضیاهر شب مثال اختران طواف یار ماه خد
۴
کاری ز ما گر خواهدی، زین باده ما را ندهدیاندر سری کاین میرود، او کی فروشد یا خرد؟
صفحهٔ ۱ از ۳