شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شودآمد ندای آسمان تا مرغ جان پران شود
۲
هم بحر پرگوهر شود هم شوره چون کوثر شودهم سنگ لعل کان شود هم جسم جمله جان شود
۳
گر چشم و جان عاشقان چون ابر طوفان بار شداما دل اندر ابر تن چون برق‌ها رخشان شود
۴
دانی چرا چون ابر شد در عشق چشم عاشقانزیرا که آن مه بیشتر در ابرها پنهان شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth