شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بوددر پاکبازان ای پسر فیض و خداخویی بود
۲
خود عاقبت اندر ولا نی بخل ماند نی سخااندر سخا هم بی‌شکی پنهان عوض جویی بود
۳
هست این سخا چون سیر ره وین بخل منزل کردنتدر کشتی نوح آمدی کی وقف و ره‌پویی بود
۴
حاصل عصای موسوی عشقست در کون ای رویعین و عرض در پیش او اشکال جادویی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth