خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شدخورشید جان عاشقان در خلوت الله شد
۲
روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوانهین ترک تازیی بکن کان ترک در خرگاه شد
۳
گر بو بری زان روشنی آتش به خواب اندرزنیکز شب روی و بندگی زهره حریف ماه شد
۴
گردیم ما آن شب روان اندر پی ما هندوانزیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد
صفحهٔ ۱ از ۳