شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسدحسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسد
۲
چشم تو ناز می‌کند لعل تو داد می‌دهدکشتن و حشر بندگان لاجرم از خدا رسد
۳
چشم کشید خنجری لعل نمود شکریبو که میان کش مکش هدیه به آشنا رسد
۴
سلطنتست و سروری خوبی و بنده پروریو آنچ بگفت ناید آن کز تو به جان عطا رسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth