شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بودگر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود
۲
چون همه سوی نور تست کیست دورو به عهد توچون همه رو گرفته‌ای روی دگر کجا بود
۳
آنک بدید روی تو در نظرش چه سرد شدگنج که در زمین بود ماه که در سما بود
۴
با تو برهنه خوشترم جامه تن برون کنمتا که کنار لطف تو جان مرا قبا بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth