شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طوطی جان مست من از شکری چه می‌شودزهره می پرست من از قمری چه می‌شود
۲
بحر دلم که موج او از فلک نهم گذشتخیره بمانده‌ام که او از گهری چه می‌شود
۳
باغ دلم که صد ارم در نظرش بود عدمنرگس تازه خیره شد کز شجری چه می‌شود
۴
جان سپه‌ست و من علم جان سحر‌ست و من شبماین دل آفتاب من هر سحری چه می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth