خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزدقیامتهای پرآتش ز هر سویی برانگیزد
۲
دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزددو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد
۳
مَلَکها را چو مَندیلی به دست خویش درپیچدچراغ لایزالی را چو قندیلی درآویزد
۴
چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آیدبه جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد
صفحهٔ ۱ از ۲