شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه‌یْ شکر گویدبه بلبل کرد اشارت گل که تا اشعار برگوید
۲
به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بُوَد در تنمیان بندد به خدمت، روز و شب‌ها این سَمَر گوید
۳
همه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهیولیکن عقل استادست، او مشروح‌تر گوید
۴
درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیهز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth