شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمدمیان بندید عشرت را که یار اندر کنار آمد
۲
بشارت می پرستان را که کار افتاد مستان راکه بزم روح گستردند و باده بی‌خمار آمد
۳
قیامت در قیامت بین نگار سروقامت بینکز او عالم بهشتی شد هزاران نوبهار آمد
۴
چو او آب حیات آمد چرا آتش برانگیزدچو او باشد قرار جان چرا جان بی‌قرار آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth