خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیندبه جای مفرش و بالی همه مشت و لگد بیند
۲
ازیرا خواب کژ بیند که آیینه خیالست اوکه معلومست تعبیرش اگر او نیک و بد بیند
۳
خصوصا اندر این مجلس که امشب در نمیگنجددو چشم عقل پایان بین که صدساله رصد بیند
۴
شب قدرست وصل او شب قبرست هجر اوشب قبر از شب قدرش کرامات و مدد بیند
صفحهٔ ۱ از ۲