خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آیدبیابد پاکی مطلق در او هر چه پلید آید
۲
چه مقدارست مرجان را که گردد کفو مر، جان راولی تو آفتابی بین که بر ذره پدید آید
۳
هزاران قفل و هر قفلی به عرض آسمان باشددو سه حرف چو دندانه بر آن جمله کلید آید
۴
یکی لوحیست دل لایح در آن دریای خون سایحشود غازی ز بعد آنک صد باره شهید آید
صفحهٔ ۱ از ۳