شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آیدتو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار می‌آید
۲
نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست اومرا از فرط عشق او، ز شادی عار می‌آید
۳
مسلمانان مسلمانان، مسلمانی ز سر گیریدکه کفر از شرم یار من، مسلمان‌وار می‌آید
۴
برو ای شُکر کاین نعمت، ز حدّ شُکر بیرون شدنخواهم صبر گرچه او، گهی هم کار می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth