شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۵۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن مه که ز پیدایی در چشم نمی‌آیدجان از مزه عشقش بی‌گشن همی‌زاید
۲
عقل از مزه بویش وز تابش آن رویشهم خیره همی‌خندد هم دست همی‌خاید
۳
هر صبح ز سیرانش می‌باشم حیرانشتا جان نشود حیران او روی بننماید
۴
هر چیز که می‌بینی در بی‌خبری بینیتا باخبری والله او پرده بنگشاید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth