خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۶۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا باد سعادت ز محمد خبر افکندزان مردی و زان حمله شقاوت سپر افکند
۲
از حال گدا نیست عجب گر شود او پستتیغ غم تو از سر صد شاه سر افکند
۳
روزی پسر ادهم اندر پی آهومانند فلک مرکب شبدیز برافکند
۴
دادیش یکی شربت کز لذت و بویشمستیش به سر برشد و از اسب درافکند
صفحهٔ ۱ از ۲