شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۶۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در حلقه عشاق به ناگه خبر افتادکز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد
۲
چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسنتا قصه خوبان که بنامند برافتاد
۳
بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشیدبس باده کز آن نادره در چشم و سر افتاد
۴
مه با سپر و تیغ شبی حمله او دیدبفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth