شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیر آمده‌ای سفر مکن زودای مایه هر مراد و هر سود
۲
ای ز آتش عزم رفتن تواز بینی‌ها برآمده دود
۳
هر عود تلف شود ز آتشدر آتش توست عید هر عود
۴
اومید تو هر دمی بگویددستت گیرم به فضل خود زود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth