شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۲۲) حکایت سلطان محمود با مظلوم

بخش چهاردهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر محمود می‌شد بامدادیکسی آمد وزو می‌خواست دادی
۲
فغان می‌کرد و پیشش راه بگرفتدرآمد پس عنان شاه بگرفت
۳
یکی پرسید کان مظلومت ای شاهفلان وقتت عنان بگرفت در راه
۴
عنان نکشیدی آنگه باز هیچیکنون پس این عنان بهر چه پیچی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth