شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی برخیز کان مه آمدبشتاب که سخت بی‌گه آمد
۲
ترکانه بتاز وقت تنگستکان ترک ختا به خرگه آمد
۳
در وهم نبود این سعادتاقبال نگر که ناگه آمد
۴
عاشق چو پیاله پر ز خون بودچون ساغر می به قهقه آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth