خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کندخون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کند
۲
چنگ را در عشق او از بهر آن آموختمکس نداند حالت من ناله من او کند
۳
ای به هر سویی دویده کار تو یک سو نشدآنک در شش سو نگنجد کار او یک سو کند
۴
شیر آهو میدراند شیر ما بس نادرستنقش آهو را بگیرد دردمد آهو کند
صفحهٔ ۱ از ۳