شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کندبوی خود را واهلد در حال و زلفش بو کند
۲
کافر و مؤمن گر از خوی خوشش واقف شوندخوی را خود واکند در حین و خو با او کند
۳
آفتابی ناگهان از روی او تابان شودپردها را بردرد وین کار را یک سو کند
۴
چنگ تن‌ها را به دست روح‌ها زان داد حقتا بیان سر حق لایزالی او کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth