شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردریدهمچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید
۲
اختران در خدمت او صد هزار اندر هزارهر یکی از نور روی او مزید اندر مزید
۳
چون در آن دور مبارک برج‌ها را می‌گذشتسوی برج آتشین عاشقان خود رسید
۴
در دلش یاد من آمد هر طرف کرد التفاتمر مرا در هیچ صفی آن زمان آن جا ندید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth