خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنک آن کس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شدگرو عشق و جنون شد، گُهرِ بحر صفا شد
۲
مه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شدبه کرم بحر گهر شد، به روش باد صبا شد
۳
چو شه عشق کشیدش، ز همه خلق بریدشنظر عشق گزیدش، همه حاجات روا شد
۴
به سفر چون مه گردون به شب چارده پر شدبه نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد؟
صفحهٔ ۱ از ۲