خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند، نه، که فردات بخواند
۲
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جاز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
۳
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرهاره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
۴
نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّدنهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند
صفحهٔ ۱ از ۳