شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صنما جفا رها کن کرم این روا نداردبنگر به سوی دردی که ز کس دوا ندارد
۲
ز فلک فتاد طشتم به محیط غرقه گشتمبه درون بحر جز تو دلم آشنا ندارد
۳
ز صبا همی‌رسیدم خبری که می‌پزیدمز غمت کنون دل من خبر از صبا ندارد
۴
به رخان چون زر من به بر چو سیم خامتبه زر او ربوده شد که چو تو دلربا ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth