شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد، چو بدن گران نماند
۲
دل و جان به آب حکمت، ز غبارها بشوییدهله تا دو چشم حسرت، سوی خاک‌دان نماند
۳
نه که هر چه در جهان است، نه که عشق جانِ آن استجُزِ عشق هر چه بینی، همه جاودان نماند
۴
عدم تو هم‌چو مشرق، اجل تو هم‌چو مغربسوی آسمان دیگر، که به آسمان نماند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth