خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدندزیرکان از پی سرمایه به بازار شدند
۲
عاشقان را چو همه پیشه و بازار تویعاشقان از جز بازار تو بیزار شدند
۳
سفها سوی مجالس گرو فرج و گلوفقها سوی مدارس پی تکرار شدند
۴
همه از سلسله عشق تو دیوانه شدندهمه از نرگس مخمور تو خمار شدند
صفحهٔ ۱ از ۳