شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دریغا که حریفان همه سر بنهادندباده عشق عمل کرد و همه افتادند
۲
همه را از تبش عشق قبا تنگ آمدکله از سر بنهادند و کمر بگشادند
۳
این همه عربده و تندی و ناسازی چیستنه همه همره و هم قافله و هم زادند
۴
ساقیا دست من و دامن تو مخمورمتو بده داد دل من دگران بیدادند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth