خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنک عکس رخ او راه ثریا بزندگر ره قافله عقل زند تا بزند
۲
آنک نقل و می او در ره صوفی نقدسترسدش گر به نظر گردن فردا بزند
۳
گر پراکنده دلی دامن دل گیر که دلخیمه امن و امان بر سر غوغا بزند
۴
عمری باید تا دیو از او بگریزداحمدی باید تا راه چلیپا بزند
صفحهٔ ۱ از ۴