خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسدسوی زنگی شب از روم لوایی برسد
۲
به برهنه شده عشق قبایی بدهندوز شکرخانه آن دوست نوایی برسد
۳
این همه کاسه زرین ز بر خوان فلکبهر آنست که یک روز صلایی برسد
۴
بره و خوشه گردون ز برای خورش استتا ز خرمنگه آن ماه عطایی برسد
صفحهٔ ۱ از ۴