خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزدهمچنان باشد کز سمع و بصر بگریزد
۲
زان خورد خون جگر عاشق زیرا شیر استشیردل کی بود آن کو ز جگر بگریزد
۳
دل چو طوطی بود و جور دلارام شکرطوطیی دید کسی کو ز شکر بگریزد
۴
پشه باشد که به هر باد مخالف بروددزد شب باشد کز نور قمر بگریزد
صفحهٔ ۱ از ۲