شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که را اسرار عشق اظهار شدرفت یاری زانک محو یار شد
۲
شمع افروزان بنه در آفتاببنگرش چون محو آن انوار شد
۳
نیست نور شمع هست آن نور شمعهم نشد آثار و هم آثار شد
۴
همچنان در نور روح این نار تنهم نشد این نار و هم این نار شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth